بالاخره اتفاق افتاد

تعداد امتیاز: 0

بالاخره اتفاق افتاد

آمد به سرم از آنچه می ترسیدم

آنچه که امروز برایتان به اثبات رسیده است، زمانی تنها یک تصور بوده است.   ویلیام بلیک

تا حالا شده یه مدتی یک تصویر یا یک وضعیتی را چندین بار در ذهن خود تجسم کنید و همزمان درباره ی آن صحبت کنید؟

مثلا تصور کنید در مقابل شخص خاصی نشسته اید و با او در رابطه با موضوعی در حال صحبت کردن هستید.

ممکن است موضوع هر چیزی باشد. چیزی که شما آن را دوست دارید و اگر آن تصویر واقعی شود باعث خوشحال شما می شود و یا موضوعی که آن را واقعا نمیخواهید ولی برای روز مبادا یا برای احتیاط در حال تجسم آن موقعیت و صحبت کردن در مورد آن برای آماده ساختن خود هستید تا اگر احیانا آن مورد ناخواسته اتفاق افتاد، بدانید که چه بگوئید و برای آن موقعیت آماده باشید.

بطور مثال:

شما اشتباهی را مرتکب شده اید و از این واقعه می ترسید که اگر پدر شما از آن مطلع شود چه واکنش ممکن است نشان دهد. در این وضعیت، به این موضوع فکر میکنید که اگر پدرم متوجه شد میگویم : .... و شروع به تجسم پدرتان میکنید و همزمان هر آنچه را که میخواهید بگوئید را بصورت کلامی و واقعی به زبان می آورید. حتی ممکن است این گفتگوی ذهنی شما، چندین دقیقه طول بکشد.

بی شک بسیاری از ما در این موقعیت قرار گرفته ایم. بعضی ها کمتر و بعضی ها بیشتر این کار را انجام می دهند. .

مساله این است که وقتی شما در حال تجسم آن موقعیت هستید و در ذهن خود یا بصورت کلامی شروع به صحبت درباره ی هرآنچه میخواهید در آن موقعیت بگوئید، میکنید، بصورتی که خود را واقعا در آن شرایط و موقعیت میبینید و احساس میکنید، در واقع  ضمیر ناخوداگاه شما که مسئول ساختن رخدادهای زندگی شماست، در حال دریافت این دستور است که " من میخواهم این وضعیت و شرایط را حتما تجربه کنم، پس با قدرت این موقعیت را برای من فراهم کن!"

(در مقالات قبل گفته ایم) ضمیر ناخودآگاه (غول چراغ جادوی ما) هم که بدون هیچ دلیل و استدلال فقط و فقط خواسته ها را انجام میدهد، میگوید، "چشم قربان، هر آنچه بگوئید و تجسم کنید اتفاق خواهد افتاد" و  تمام تلاش و قوای خود را بکار میگیرد تا شرایط را با همکاری خودتان برای خلق آن موقعیت تصور شده ی ذهنی، مهیا کند.

اگر آن وضعیت همانی باشد که شما از آن دوری میکردید یا از آن می ترسیدید، ناگهان بعد از مدتی می بینید که بصورت واقعی و عینی در حال تجربه ی آن هستید و با خود میگوئید " آمد به سرم، از آنچه می ترسیدم"

اما نکته مثبت و جالب اینجاست که این قدرت، مانند یک شمشیر دو لبه است. همانطور که برای ناخواسته ها موقعیت را فراهم میکند، قطعا برای خواسته ها سریعتر و هماهنگ تر موقعیت دلخواه را می آورد.

اگر دوست دارید با دوستی که سالها او را ندیده اید برخورد و صحبت کنید، تصویر او را در ذهنتان آورده و با ادای واقعی کلمات، با او صحبت کنید. بصورتی که انگار واقعا کنار شماست و شما در حال معاشرت با او هستید و این احساس را با تمام وجودتان درک کنید. این کار را چندین بار انجام دهید و از انجامش لذت ببرید و احساس سرخوشی داشته باشید.

با این کار به ضمیر ناخودآگاه شما دستور داده میشود که موقعیت تصور شده را برایتان فراهم کند. ضمیر ناخودآکاه هم به سرعت و با قدرت وارد عمل میشود تا موقعیت را فراهم کند. شما بزودی آن شخص مورد نظر را ملاقات خواهید کرد یا به طریقی ارتباط و تماس شما با وی برقرارمیگردد.

این قدرت تجسم و صحبت کردن انسانهاست. این همان قدرت و برتری انسان با سایر مخلوقات است. این همان ابزاری است که در اختیار انسان قرار گرفته با بوسیله ی آن قدرت انتخاب و آفرینش زندگی خود را داشته باشد.

ما در کتاب برنده بصورت مفصل در این مورد صحبت کرده ایم و روش های بسیار جالب و عملی دیگر را هم برای خلق موقعیت های دلخواه مان یا تغییر شرایط به آن صورت که دلخواهمان است را با مثالهای دقیق و داستانهای واقعی افرادی که از آن بهره گرفته اند را آورده ایم. برای تهیه کتاب برنده با فرمت های الکترونیکی یا کتاب چاپی  با ارسال رایگان به صفحات آنها مراجعه نمائید.

                                کتاب الکترونیکی برنده                         کتاب چاپی برنده

شما لایق زندگی ایده آلتان هستید

محسن سلیمانی

 

به این مطلب امتیاز دهید

نظرخود را با ما درمیان بگذارید

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

نظرات سایر دوستان